کد مطلب: 21458 تعداد بازدید: ۶۴

امام خمینی(رحمه الله علیه)شاخص انقلاب (ویژه رحلت امام خمینی رضوان الله علیه)

سه شنبه ۹ خرداد ۱۳۹۶

 

امام خمینی(رحمه الله علیه)شاخص انقلاب 

ما را میشناخت

نامش که میآمد، عشق و اراده همزمان در دل، جوشیدن میگرفت.

فرمانش ناممکنها را حقیر جلوه میداد و سیل خروشان ملت را به خروش و جوشش میانداخت و حتی کوچکترین خبری از این که او به انجام کاری تمایل دارد، انگیزهها و ارادهها را بسیج میکرد و سمت و سو میداد. رابطه حیرتانگیزی که میان امام و امت برقرار بود، فراتر از باورها و تجربهها بود.

امام، مردم خود را چنان شناخته و باور کرده بود که تا کنون در انقلابهای جهان، گسترهای شبیه آن تجربه نشده بود. هر یک از این تجربههای تاریخ، تنها توانسته بود بخشی از اعضای جامعه را به صحنه بیاورد و گرچه همه از اهمیت و نقش اساسی «مردم» سخن میگفتند، اما در عمل، نتوانستند حضور «مردم» را به گستردگی آن چه در انقلاب امام اتفاق افتاد، بچشند.

اکثر محققان وادی سیاست، انقلاب خمینی کبیر را مردمیترین انقلاب میدانند و در عین حال معترفند که این بسیج بیبدیل تودهها، با هدایت رهبر فرزانهای صورت گرفت که ملتش را خوب میشناخت.

او به زبان مردم عادی سخن میگفت و به طرفداران فقیر و محروم خود اعتماد به نفس میبخشید و این احساس، آنها را قادر ساخت تا هر مانعی را که سر راهشان بود، از بین ببرند.

ملتی که حسین دارد

او میدانست که عشق به حسین علیه السلام در رگهای این ملت، جریان دارد و بر اساس تعالیم قرآن، نه تنها تمام مؤمنان جهان با هم برادرند، بلکه هر گروهی که در سراسر جهان مورد ظلم مستکبران قرار گیرد، در صف ما مستضعفان و در کنار ما قرار دارد.

ملتی که از مرگ نمیهراسد

امام میگفت: ملتی که شهادت دارد، اسارت ندارد.او میگفت: شما پیروزید؛ برای این که شهادت را در آغوش می گیرید و آنهایی که از شهادت و از مردن می ترسند، آنها شکست خورده اند؛ اگر چه لشکر عظیمی داشته باشند.

ملتی که در جلوههای عرفانی غرق است

امام خوب میدانست چه فرزندانی پرورش داده است.همان نیروی فوق بشری معنوی که وجود الهی امام به آن آراسته شده بود، در وجود مأمومین او نیز دمیده شده بود. او درباره این پرورش یافتگان مکتبش، چنین می گوید:

«گیرم که قلمفرسایان هنرمند، بتوانند میدانهای شجاعت و دلاوری آنان و قدرت و جسارت فوق العاده آنها را در زیر آتش مسلسلها و توپها و تانکها، ترسیم نمایند و نقاشان و هنرپیشگان بتوانند پیروزیهای هنرمندانه آنان را در آن شبهای تار... مجسم نمایند، لکن آن بُعد الهی عرفانی و آن جلوه معنوی ربّانی، که جانها را به سوی خود پرواز می دهد و آن قلبهای ذوب شده در تجلیات الهی را با چه قلم و چه هنر و چه بیانی می توان ترسیم کرد؟

ملتی که جهانی میاندیشد و به قلهها فکر میکند

او از همان روز اول که فریاد ظلمستیزی سرداد، جهانی سخن گفت و همواره از اسلامی دم زد که قلهها را فتح خواهد کرد و منجی تمام مستضعفان جهان خواهد شد.

ملت باید تجربه کند و خود به آگاهی برسد

مسیر، پر است از فراز و نشیب و تجربههای تلخ و بیرحمانه در انتظار خرد کردن استخوانهای یک نظام تازهپاگرفته است و رهبر، کوه فرزانگی و تجربه است. مردم، چشم به لبهای او دارند و هر اشارهاش را به جان میخرند؛ ولی او هرگز نظر خود را بر مردم تحمیل نمیکند؛ حتی اگر حاصل نظر مردم، تجربهای به تلخی بازرگان و بنیصدر باشد.

تمام تودههای ملت باید در کنار هم به کمال برسند

برای همه حرف دارد؛ برای هر کس، توصیه ای مخصوص خودش. کشاورزان، کارگران، بازاریان، دانشآموزان، زنان،دانشگاهیان، روحانیان، نیروهای مسلح و...، همه مورد خطاب واقع میشوند و جایگاه خود را در پیشبرد این نظام،میشناسند. انقلاب، متعلق به همه است و هدف آن، «انسانسازی» است؛ نه فقط تغییر یک رژیم سیاسی.

***

امام خمینی(ره) یک اتفاق بــزرگ تاریــــخ بـــود.

 او با وجـود داشتن اختیــارات مرجعیت و محبوبیت فوقالعاده در میــان مــردم، راه طولانی «بصیـــرتبخشی» و «آگاهیافـــزایی» را بـــرگزید.

او آمـــده بود تا نسلی را پــرورش دهـــد و در تاریـــخ، از خـــود به یـــادگار بگذارد؛

نسلی که بتوانــد امامگونه حرکت کند و پـایه نظام جمهـوری اسلامی شــود.

منابع:

۱میراحمدرضا حاجتی، عصر امام خمینی، بوستان کتاب.

۲. http://www.imam-khomeini.ir

۳منوچهر محمدی «رابطه امام خمینی با مردم در انقلاب اسلامی»، نشریه دانشکده حقوق و علوم سیاسی دانشگاه تهران، شماره 47، بهار 79.