کد مطلب: 28877 تعداد بازدید: ۴۰۸

گفتگو با شاگرد 40 ساله بانو مجتهده همایونی

یکشنبه ۲۰ تير ۱۳۹۵ ساعت ۱۱:۴۰:۱۰
بانو همایونی توصیه می کرد؛ فعالیت اجتماعی بانوان در کنارحفظ خانواده

 در گذشت زینت السادات علویه همایونی، فقیه و مجتهد معاصر شیعه در اصفهان، خبر تلخی بود که هفته گذشته منتشر شد. او از شاگردان بانو امین اصفهانی، همچنین نخستین دانشجوی زن رشته الهیات در دانشگاه بود که در سال ۱۳۴۳ در امتحان ورودی پذیرفته شد و در سال ۱۳۴۴ با امتیاز بانو امین نخستین حوزه علمیه زنان در ایران را در اصفهان بنام مکتب فاطمه تاسیس کرد. فرشته منانی یکی از باسابقه ترین و موفق ترین شاگران این بانوی مجتهده است که از سال 1355 یعنی دو سال قبل از انقلاب وارد مکتب فاطمه(س) شده و درباره شنیده هایش از این بانوی بزرگوار می گوید: قبل از انقلاب فضا برای مطالعات علمی خانم ها بسته بود، با این وجود بانو همایونی در امتحان ورودی رشته فلسفه و حکمت دانشگاه تهران شرکت کرد و خودشان تعریف می کردند با این که تنها خانم شرکت کننده در این آزمون بود، برگه امتحانی شان دست به دست بین اساتید می گشت و همه تعجب کرده بودند که می دیدند یک خانم هم طراز مردان و حتی بهتر از آنها، از عهده چنین آزمونی بر بیاید. بعد از همین آزمون بود که ایده ایجاد یک موسسه برای تحصیلات آکادمیک بانوان در ذهنشان شکل گرفت، این پیشنهاد را با بانو مجتهده امین هم در میان گذاشتند و با استقبال  و همراهی ایشان روبرو شد. مکتب فاطمه(س) در سال 42 تاسیس شد و در آن درس ها به صورت گرایش های مختلف و طبقه بندی شده بودند، یعنی مشخص بود از کجا شروع و تا کجا تمام شود، البته من سال 1355 به این مکتب پیوستم که به محض ورود با استقبال گرم و صمیمانه حاج خانم روبرو شدم از ایشان پرسیدم مرا ثبت نام می کنید، جواب دادند بله و با آغوش باز مرا پذیرفتند.

چرا مکتب فاطمه(س) را برای ادامه تحصیل انتخاب کردید؟

قبل از انقلاب من تا مقطع سوم راهنمایی تحصیل کردم آن زمان سیاست رژیم شاه این بود که اول در شهرهای حاشیه ای بعد شهرهای بزرگ، مدارس مختلط شوند، من با این که علاقه زیادی به تحصیل داشتم به دلیل مخالفت پدرم، در دوره دبیرستان ثبت نام نکردم البته خیلی ناراحت بودم که نمی توانم درس بخوانم اما فرمان پدر را به دیده گذاشتم چون می دانستم خیر و صلاحم را می خواهد، یک سال در منزل بودم و هر روز افسوس می خوردم که چرا درس و تحصیل را رها کرده ام تا این که با خبر شدم موسسه ای به نام مکتب جعفری در خیابان مسجد سید، کلاس درسی با حضور آقای قرائتی برگزار کرده و سخنرانی ایشان به همان ترتیب دهه 60 با تخته سیاه بود خلاصه در این جلسه تعدادی از هم کلاسی های دوره راهنمایی ام را دیدم و وقتی از آنها پرسیدم شما چطور درستان را ادامه می دهید گفتند در مکتب فاطمه(س) ثبت نام کرده ایم این مقدمه آشنایی من با مکتب و حاج خانم همایونی بود.

به دلیل استقبال گرم ایشان بود که به تحصیل در مکتب علاقه مند شدید؟

بله قبل از انقلاب فضایی در جامعه حاکم بود که تا در آن دوران نباشی نمی توانی آنرا درک کنی، در واقع باور عمومی جامعه این موضوع را نمی پذیرفت که یک زن بتواند تحصیلات علمی سطح بالا داشته باشد اما ایشان بعد از بانو مجتهده امین، یک حکیم متالهه و یک علم و عارف سرآمد بانوان زمان خود بودند. سال 72 که من وارد مکتب فاطمه(س) شدم برنامه ریزی جامعی برای رشته های تفسیر قرآن، فقه و اصول و فلسفه و حکمت اسلامی در طراز عالی وجود داشت و حتی سطح علمی مکتب به اندازه ای بود که در حکمت و فلسفه احکام ملاصدرا و در فقه و اصول، رسایل و مکاسد شیخ انصاری و کتاب کفایه الاصول آخوند خراسانی تدریس می شد، حتی اساتید بزرگی مانند حاج آقا حسن امامی برای تدریس فلسفه و حکمت و حاج آقا فخر کلباسی برای تدریس فقه و اصول به مکتب می آمدند و در جایی حاج آقا کلباسی گفته بودند شاگردان مکتب فاطمه(س) قریب الاجتهاد هستند و همه این ها به دلیل طراز علمی بالای موسسه ای بود که بانو همایونی تاسیس کرد.

به عنوان یک شاگرد قدیمی فکر می کنید چرا تا این اندازه به تحصیل و رشد خانم ها اهمیت می داد؟

در واقع هم همین طور بود یعنی حاج خانم خیلی روی رشد و اعتلای خانم ها تاکید داشتند، همیشه می گفتند من یک نفر هستم و دوست ندارم فقط به فکر رشد و ارتقای خودم باشم دوست دارم هزاران نفر از خانم ها را در رشته کاری خودم تربیت کنم، در عمل هم مشوق بسیار خوبی بودند یادم هست روز اولی که وارد مکتب شدیم از ما خواستند یک انشاء بنویسیم و بگوییم انگیزه مان از آمدن به مکتب فاطمه(س) چیست، این کار 40 سال پیش یک نوآوری و آینده نگری خاصی بود که ما می بینیم امروزه بعضی موسسات آموزشی آنرا به کار می بندند. وقتی وارد مکتب فاطمه(س) شدم احساس کردم گم شده خودم را پیدا کرده ام چون خیلی علاقه به علم و دانش داشتم و قرار گرفتن در فضای نوآورانه مکتب، مثل این بود که خدا به من عمر دوباره داده باشد، همیشه لحظه شماری می کردم تا صبح شود و دوباره به مکتب بروم حتی یک روز بعد از ازدواجم وقتی حاج خانم سر کلاس مرا دید خیلی تعجب کرد و من گفتم دوست نداشتم حتی یک روز سر کلاس حاضر نباشم و حاج خانم به من گفتند پس جایی بنشین که تو را ببینم. چون یکی از ویژگی های مکتب فاطمه(س) این بود که با دل و جان دانشجو در ارتباط بود و سعی می کرد از ریز مسایل خانوادگی  افراد با خبر باشد مثلا چه کسی در خانواده اش بیماری یا مشکلات مالی دارد و یا مسایل دیگر.

بانو همایونی در مکتب چه مطالبی تدریس می کرد؟

روزهای دوشنبه کتاب آیت الله حسن زاده آملی درباره تهذیب نفس را تدریس می کرد و چهارشنبه ها تدریس قرآن داشت، اما کلاس روزهای دوشنبه که درباره سلوک علمی و فلسفی بود به دلیل بیان زیبا و دل نشین ایشان بسیار پرطرفدار بود چون خودشان هم به درجات خاصی از معرفت و عرفان رسیده بودند. اما تاکیدشان به شاگردان این بود که با آمادگی کامل سر کلاس بیایند و تاثیر فوق العاده ای که کلاس های ایشان در شخص من ایجاد کرد به اندازه ای بود که می توانم بگویم مسیر زندگی مرا عوض کرد و از آنچه قبلا بودم خیلی تغییر داد.

چرا علاوه بر برنامه های دینی، به شرکت در فعالیت های اجتماعی هم اهمیت زیادی می داد؟

چون یک شخصیت فوق العاده اجتماعی و حتی بین المللی داشت، طلبه های ایرانی که با ایشان در تماس بودند از اطراف و اکناف کشور هر از گاهی به دیدارشان می آمدند حتی این اواخر که با کهولت سن و بیماری دست و پنجه نرم می کردند، طلبه ها، دانشجویان، مسوولان و ... از شهرهای مختلف می امدند و از ایشان راهبرد می گرفتند، طلبه های غیر ایرانی هم مرتب از حوزه علمیه قم به  محضرشان فرستاده می شدند.

توصیه اصلی بانو همایونی به کسانی که برای ملاقات ایشان می آمدند چه بود؟

بیشتر خانم ها را به الگوبرداری از زندگی حضرت فاطمه زهرا(س) تشویق می کردند و می گفتند باید ره رو آن حضرت باشیم تاکید ایشان به پیروی از ولایت، از 14 معصوم گرفته تا امروز که ولایت مطلقه فقیه است بود و تبعیت کامل از فرامین امام خمینی(ره) و رهبر فرزانه انقلاب حضرت آیت الله خامنه ای. همیشه از این که دوران انقلاب و امام راحل را درک کرده بود خدا را شکر می کرد و مرتب نامه هایی را خدمت مقام معظم رهبری ارسال می کرد. در درجه بعدی روی حجاب خیلی تاحکید داشتند و این که یک خانم در عین حال که باید در جامعه فعال باشد اما وظیفه اصلی اش که نگه داشتن کانون خانواده است را نباید فراموش کند و به ما می گفتند درس را واجب بدانید حتی اگر لازم باشد یک مستحبات را به صورت اجمالی به جا بیاورید و به سیر و سلوک علمی بپردازید چون در آیین آسمانی ما اسلام، یک ساعت تفکر به اندازه 70 سال عبادت است.

تا چه سالی شاگرد ایشان بودید؟

یکی دو سال بعد از ورود به مکتب فاطمه(س)، انقلاب پیروز شد و من تصمیم گرفتم همزمان با مکتب، به تحصیلاتم ادامه دهم به همین خاطر در یک دبیرستان شبانه روزی ثبت نام کردم و سال اول و دوم را به صورت عادی و سوم و چهارم را جهشی خواندم آن زمان برای ورود به حوزه های علمیه خواهران آزمون ورودی می گرفتند که سطح یک معادل فوق دیپلم، دو لیسانس و سه فوق لیسانس بود و من به توصیه حاج خانم در سطح دو شرکت کردم و سال 72 سطح دو و سال 75 سطح سه را با موفقیت گذراندم بعد با کمک حاج خانم وارد دانشگاه شدم، ایشان مسیر را هموار کردند و از من خواستند در دانشگاه فرد تاثیرگذاری باشم سال 80  هم در آزمونی که دفتر مقام معظم رهبری برای جذب استاد برگزار کرد شرکت کردم و اجازه تدریس در دانشگاه را گرفتم همزمان به تحصیلاتم ادامه دادم و سطح 4 را در فقه و اصول گذراندم. سال 91 در دانشگاه علوم و معارف اسلامی قم در رشته مبانی نظری اسلام که همان رشته فلسفه است پذیرفته شدم  و ادامه تحصیل دادم تاکنون که کنار پایان نامه دکترا، در حوزه و دانشگاه تدریس می کنم.

بقیه شاگردان حاج خانم هم به تحصیلات شان ادامه دادند؟

بله از بین شاگردانشان خیلی ها الان استاد دانشگاه یا حوزه، یا افراد تاثیرگذار در موسسات فرهنگی هستند، حتی یک خاطره که برای خود ایشان هم جالب بود یادم هست یک راننده تاکسی که ایشان را هر روز به مکتب می رساند یک بار از ایشان تشکر کرد و گفت دخترم شاگرد مکتب فاطمه بود و حالا که ازدواج کرده و به مشهد رفته خانواده شوهرش از راه دور نامه نوشته اند و خواسته اند از استادی که چنین دختری را پرورش داده تشکر کنند.

یکبار هم از ایشان به عنوان چهره ماندگار تجلیل شد.

بله اما حاج خانم خیلی متواضع بودند و از این کار استقبال نکردند به مسوولان این همایش گفتند از استادم تجلیل کنید و خلاصه با ترفندی مجبور شدند بانو همایونی را به مراسم بیاورند و از ایشان تقدیر کنند همان جا هم به خانم ها توصیه کردند در نهایت اعتدال و با پرهیز از هرگونه افراط و تفریط زندگی کنید چون هرگاه جامعه به سمت افراط رفته مدتی بعد گرفتار تفریط شده است ایشان می گفتند خانم ها باید خدمات اجتماعی داشته باشند اما با حفظ نهاد خانواده چون رسالت والای زن، حفظ خانواده است.